« شکر | صفحه اصلی | هجرت »

کبوتر غمگین

به یک اشاره دلم را برد نگاه مست سخنگویت,
به یک کرشمه اسیرم کرد دوباره نرگس جادویت,
من آن کبوتر غمگینم به روی چینه دلتنگی در انتظار و نمی جویم نشان تیر دو ابرویت,
به یک پیاله حلالم کن به کوی میکده خاکم کن ,
که جان تشنه به لب آمد زحسرت لب دلجویت.

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.dordune.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/60

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)