دوراهی
یه وقتا آدم باید یه تصمیمی بگیره که تمام زندگیش رو تحت تاثیر قرار می ده. خیلی برام سخته . تو یه برزخیم که نمی دونم چی می شه. اما هر تصمیمی می گیرم سعی می کنم دیگه اشتباه نکنم.
شاید این سفر بهم خیلی کمک کنه که ببینم موندنی هستم یا رفتنی.
" />
« ژوئیه 2009 | صفحه اصلی | سپتامبر 2009 »
یه وقتا آدم باید یه تصمیمی بگیره که تمام زندگیش رو تحت تاثیر قرار می ده. خیلی برام سخته . تو یه برزخیم که نمی دونم چی می شه. اما هر تصمیمی می گیرم سعی می کنم دیگه اشتباه نکنم.
شاید این سفر بهم خیلی کمک کنه که ببینم موندنی هستم یا رفتنی.
زنگیم داره به سمت یه تغییری می ره که منم دوست دارم توی این مسیری که نمی دونم آخرش به کدوم سمته همراهش باشم. با هرکی صحبت می کنم می گه برو و تغییر رو بپذیر اما خودم هنوز نتونستم تصمیمم رو قطعی کنم.
فقط تو این روزا و ساعتها به دعا و رازو نیاز با خدا نیاز دارم.
ارغوان پنجه خونين زمين /
دامن صبح بگير/
وز سواران خرامندهي خورشيد بپرس/
كي برين درهي غم ميگذرند؟
هوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سايه)
دردم را نمی توانم فریاد کنم,
ضجه ام ناله است.
ایرانم سبز دیدمت اما سحر ساحران کارگر افتاد.
به کدامین خطا پیکرت چنین کبود ,لاله هایت پرپرو
سروهای سبزت زیر تیشه بیدادگران.