" /> دردانه: اوت 2009 آرشیو

« ژوئیه 2009 | صفحه اصلی | سپتامبر 2009 »

پنجشنبه،28 اوت 2009

دوراهی

یه وقتا آدم باید یه تصمیمی بگیره که تمام زندگیش رو تحت تاثیر قرار می ده. خیلی برام سخته . تو یه برزخیم که نمی دونم چی می شه. اما هر تصمیمی می گیرم سعی می کنم دیگه اشتباه نکنم.
شاید این سفر بهم خیلی کمک کنه که ببینم موندنی هستم یا رفتنی.

یکشنبه،24 اوت 2009

فصل جدید

زنگیم داره به سمت یه تغییری می ره که منم دوست دارم توی این مسیری که نمی دونم آخرش به کدوم سمته همراهش باشم. با هرکی صحبت می کنم می گه برو و تغییر رو بپذیر اما خودم هنوز نتونستم تصمیمم رو قطعی کنم.
فقط تو این روزا و ساعتها به دعا و رازو نیاز با خدا نیاز دارم.

یکشنبه، 3 اوت 2009

دره غم

ارغوان پنجه خونين زمين /
دامن صبح بگير/
وز سواران خرامنده‌ي خورشيد بپرس/
كي برين دره‌ي غم مي‌گذرند؟
هوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سايه)

شنبه، 2 اوت 2009

درد

دردم را نمی توانم فریاد کنم,
ضجه ام ناله است.
ایرانم سبز دیدمت اما سحر ساحران کارگر افتاد.
به کدامین خطا پیکرت چنین کبود ,لاله هایت پرپرو
سروهای سبزت زیر تیشه بیدادگران.